|
مجموعه نوشتارها Edited by : Steve pile &Nigel Thrift
a-z City ” شهر: ازالف تا ي“ مجموعه نوشتارهاي كوتاه توسط انديشمنداني از
حوزه هاي فرهنگ شهري , جغرافياوجامعه شناسي باهدف ارائه ديدگاهي نوين
درنگرش به شهروموضوعات زندگي شهري است . اين نوشتارها به كمك نظم
ونثر,آمارو ارقام ونمودار و بابياني فصيح وتحليل هاي موشكافانه رويدادهاي
زندگي شهري رابه تصويرمي كشند. اين رويكرد غيرمعمول,ذهن خواننده رامتوجه
وجودطيف وسيع روش هاي نقدوبررسي مسائل شهري مي كند. اين کتاب تصويري
ازشهررابه همان گونه كه شهرازكنارهم گذاشتن عناصرناهمگون درست شده است
,ترسيم مي كند. درترجمه نوشتارها ترتيب الفباي لاتين رعايت شده است که
برترتيب الفباي فارسي منطبق نيست . چاپ اول کتاب سال2000 ميلادي است.
ميدان
SQUARES
(1)Ash Amin
ترجمه : اسماعيل توكلي مهر(2)
در يونان كلاسيك وبعدها در ايتالياي رنسانس شهر و زندگي سياسي مترادف وهم
معنا بودند. ميدان عمومي شهر مكاني بود تاشهروندان آزادانديش در آنجا
برعقايد سياسي و تصميمات حكومتي تاثير بگذارند وبه اين ترتيب ميدان به
صورت جلوه گاه مسئوليت هاي مدني، آموزش ومشاركت زندگي جمعي شهر وبالاخره
مهمترين نشانه دمكراسي سياسي در آمد. ميدان معرف سياستي بود براساس
مشاركت فعال شهروندان كه از ساير اشكال سياسي همچون حكومت خودكامگان،
حكومت قانون مدار ويا دمكراسي بر بنياد حكومت نمايندگان مردم متفاوت بود
. درنتيجه ميدان به محلي جهت رشد آگاهي هاي عمومي ومسئوليت هاي مدني
تبديل شد كه در آشنايي مردم با تمدن موثر و از جاهليت ، ناآگاهي ، گروه
بندي وفردگرايي زندگي فراشهري به دور بود.
چنين مفهومي از ميدان يا هرنوع ديگر فضاي باز شهري مدتهاست از ميان رفته
است و مدت مديدي است كه ما ديگر ميدان را با تمدن وشهروندي همراه نمي
بينيم . درحقيقت چنين تصوري امروزه بعيد هم به نظر مي رسد. ميدان در
بهترين شكلش جاي تفريح ، قدم زدن و محل ديدار دوستان است واگر خالي از
جمعيت باشد موجب احساس خطر وگريز از اين مكان مي گردد. ميدان اگر به
ترافيك موتوري تسليم شده ويا به بازارچه ومحل معامله وخريد و فروش تبديل
شده باشد ، شلوغ وپرازدحام است . البته نمي توان گفت كه نقش سياسي ميدان
بكلي فراموش شده است . در بسياري از شهرهاي دنيا ميدان اصلي جائي جهت
تظاهرات و اعتراضات سياسي ونهايتاً سركوب دولتي گروههاي سياسي است .
ميدان همچنين نقش ضعيفي به عنوان منطقه دگر انديش پذير و مبارزه عمومي
براي آن دسته اقليت هايي است كه درجاي ديگر شهر امكان اظهار نظر ندارند.
به هر صورت نقش امروزي ميدان شايد اعتراض و رودروريي باشد تا محلي جهت
پرورش فضائل و علايق شهري وشهروندي خوب .
در پايان هزاره دوم تفكر احياي ايده كلاسيك"شهروند خوب" حداقل در مغرب
زمين به عنوان يك پديده شهري رونق گرفته است . طرفداران چنين تفكري ،
انجمن هاي طرفدار اصول اشتراكي ونيز يوتوپيست ها هستند. گروه اول با
نوستا لژي از دست دادن "شهروند مسئول" به دليل غلبه تفكر استقلال فردي و
رواج قدرت دولتي، خواهان تجديد نظام سوسياليستي در قالب طرحهايي به منظور
تقويت ساختارهاي مدني هستند. اين گروه در پي ايجاد تشكل هاي داوطلب ،
ايجاد روحيه جمعي از طريق ترويج اصول اخلاقي در برنامه مدارس و تقويت
مسئوليت اجتماعي و همكاري هاي جمعي هستند. گروه دوم يعني يوتوپيست ها از
جرائم شهري وسايرناهنجاريهاي اجتماعي همچون بيكاري ، تنهايي، از خود
بيگانگي شهروندان و خشونت متاثر هستند. اين عده عامل اساسي را انحطاط
فضاهاي عمومي شهر مي دانند و احياي مكانهاي خاص جهت ارتباطات اجتماعي
شهروندان راتوصيه مي كنند. طرح ريزان شهري به اين ايده ها بي توجه نبوده
اند.بازسازي فضاهاي عمومي شهر تقريباً بخشي از پروژه هاي تجديد حيات در
همه شهرهاي مغرب زمين بوده است . مراكز شهري، مراكز خريد، مناطق ميراث
فرهنگي وساير فضاهاي باز شهرها مرمت وبازسازي شده وبااختصاص بخش هايي از
شهر جهت استفاده خاص پياده ها ،با ايجاد رستورانها، بازارچه ومغاره ها،
مراكز تفريحي وتفرجي همه مراكز شهرها هم شكل شده اند. هدف تجديد حيات
مراكزشهري ، ايجاد فرصت ها وديدارها ونهايتاً ايجاد هويت مكاني ، روحيه
جمعي وبه طور خلاصه شهروندي خوب است .
اما بايد پرسيد كه آيا پروژه هاي بازسازي مي توانند شهروندي خوب را احياء
كنند؟ ويا نوعي مصرف گرايي راكه خود به اندازه بيزاري از زندگي شهري نا
خوشايند است دامن مي زنند؟ . بدون شك ميادين پياده با انبوه خريداران
كالاها و نيز جويندگان تفريح وتفرج محيط هاي امن ودل انگيز بوده و
برميادين مخروبه اي كه كسي به آنجا نمي آيد برترند. وقتي قضيه رااز بيرون
نگاه كنيم مي بينيم كه ظاهراً مردم اين يكي را ترجيح مي دهند . اما اين
مكانهاي نونوار شده چه احساسي رادر شهروندان برمي انگيزند و روابط
اجتماعي دراين فضاهاي نماسازي شده چگونه است؟
شخصاً در رسيدن به هدف "شهروندي مسئول" دراين مكانها شك دارم زيرا تنها
دليل جاذب بودن اين مكانهاي عمومي ماهيت مصرفي آنهاست واينكه افراد
وگروههاي اجتماعي تنها مي توانند دراينجا خريد كنند و نيازهاي احساسي و
تفريحي خودرا بيابند. حاصل اينگونه فضاهاي باز در بدترين حالت ، تقويت
توجه به نفس شخص يا يك گروه وعدم توجه به ديگران است . زيرا كه در پوشش
تفريح ويا خريد تنها منافع شخصي افراد ويا گروهها از طريق فعاليت هاي
تجاري تامين مي شود ودر بهترين حالت اين تجربه مي تواند در جهت افزايش
ثروت گروهها وجامعه باشد. بهرحال اين فرهنگ نيز از فرهنگ كلاسيك شهروندي
سياسي به اين معناكه هركس مي بايد جزئي از يك مجموعه تصميم گير ومشاركت
جمعي باشد كاملاً به دوراست . لذا ميــادين بهسـازي شـده از خاستگاه
مشاركت هاي دمكراتيك در فرهنگ هاي كهن بسيار فاصله دارد.
شايد اساسي ترين سئوال اين باشد: آيا نيازي هست كه شهر و فضاهاي عمومي آن
با آرمانهاي كلاسيك بازسازي مي شود؟ آيا اين كار نوعي تاريخ نويسي
رمانتيك نيست؟ در فرهنگ كلاسيك ميدان جايگاهي سياسي داشت زيراكه نهادهاي
مدني كمتري وجودداشت و زندگي سياسي كمتر نهادينه شده بود. اما امروزه
دمكراسي مشاركتي از طريق نهادهاي مدني جاري وساري مي شود و شهروندان
بادقت نظر ضمن مقابله با دولت خواسته هاي خود را از طريق انواع تشكل هاي
مدني قاعده مند مي كنند وازطريق رسانه هايي همچون روزنامه ها ، بروشورها
و تلويزيون انتقادات خود را بيان مي كنند. شايد اين گونه نهادهاي معاصر
به صورت باز و در طريقي واقعي عمل نكرده بلكه با نخبه گزيني واز بالابه
پايين عمل نمايند. اما با ايجاد زمينه نقد بايد رفرمي واقعي در آنها به
عمل آيد تا درتصميم گيري هاي خود دمكراتيك تر رفتار كنند و زمينه هاي
مشاركت هاي سياسي ومدني را تسهيل نمايند.
اگر مشكل شهر امروز موضوعاتي همچون كمبود مشاركت دمكراتيك وهمگرائي
اجتماعي است دراين صورت نه " ميادين پيتزاخوري(3)"
ونه " ميادين كلاسيك(4) هيچ يك پاسخ موضوع
احياي شهروندي كلاسيك نمي تواند باشد. زيرا كه اولي فقط جنبه مصرفي دارد
وديگري فقط به معدود افراد نخبه فرصت سياست بازي مي دهد . چراكه ساير
مردم به عنوان غير شهروند كنار گذاشته شده اند. اگر انتخابي در كار باشد
من سروصدا، بي سروساماني واتفاقات غير منتظره ميادين امروزي رابا فراهم
آوردن امكان اعتراضات عمومي براي گروههاي اجتماعي وتسامح در مقابل
آنهاراترجيح مي دهم. اگر بازسازي شهري فقط ارائه گزينه ها وشكوفايي
استعدادهاي خلاق است پس بخشي از كار بايد يافتن راهي براي آگاهي شهروندان
مطيع، محروم و به حاشيه رانده شده باشد. اين عده مي توانند آب رفته رابه
جوي بازگردانند. " ميدان اعتراضات " نشانه كوچك اما پر اهميت دريك شهر
آزاد است .
--------------------------------------------------------------------------------
(1) : Ash Amin استــاد جغــرافيا در دانشگاه دورهام انگليس است .وي
اخيراً برروي موضوع اقتصاد اجتماعي وشهر دمكراتيك كار مي كند.
(2) اسماعيل توكلي مهر : مهندس معمار- طراح شهري . عضوهيئت مديره مهندسين
مشاورشهروبرنامه .
(3) Pitzza- Piazza
(4) Clasical citizens piazzaدر فرهنگ شهرسازي ايتاليا (پياتزا piazza)
به مفهوم ميدان است .
|